بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
55
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً و در آئيد از در قريه حالكونى كه سجده كننده باشيد مر خداى تعالى را وَ قُولُوا حِطَّةٌ و فى الحديث « اى و قولوا : سجودنا للَّه حطة لذنوبنا و محو لسيّئاتنا » بنا بر اين « حطة » خبر مبتداء محذوف است يعنى و بگوئيد : سجود ما مر خداى تعالى را محو كننده است مر ذنوب و سيئات ما را و فى رواية اهل البيت عليهم السلام ايضا : « و قولوا حطة اى قولوا : سجودنا للَّه تعظيم لمثال محمد و علىّ ، و اعتقادنا لولايتهما حطة لذنوبنا » و از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام مرويست كه بشيعيان خود ميفرمودند : كه « نحن باب حطّتكم » نَغْفِرْ لَكُمْ خَطاياكُمْ جواب امر است يعنى بگوئيد اين كلمه را تا بيامرزيم مر شما را گناهان شما را وَ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ و زود باشد كه زياده كنيم ثواب نيكوكاران را ، يعنى اين قول گناهكاران توبه ايست كه باعث آمرزش ايشان ميگردد و نيكوكاران را باعث زيادتى ثواب مىشود . و اخراج « سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ » از صورت جواب امر اشارت بر آنست كه اگر چه محسنين در ضمن اين امر نباشند و مأمور به آن نباشند كه استحقاق زيادتى ثواب دارند ، چه جاى آنكه مأمور به آن باشند و امر را بجا بياورند . فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا پس بدل كردند قول حطه را آنان كه ستم كردند قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ بقولى كه اين صفت دارد كه غير آن قولى است كه گفته شده بود مر ايشان را كه آن را بگويند . على بن ابراهيم روايت كرده كه بجاى « حطة » از روى تجاهل و استهزاء « حنطة » گفتند ، و بعضى گفتهاند كه بجاى حطه به زبان عبرانى حطاسمقانا گفتند يعنى گندم سرخ فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ پس فرو فرستاديم بر آنان كه ستم كردند بر نفسهاى خود عذابى را از آسمان تكرار لفظ « ظلموا » با آنكه مقام مقام اضمار بود بواسطهء آنست كه تا اشعار باشد بر اينكه علت نزول رجز ظلم ايشان است بِما كانُوا يَفْسُقُونَ كلمهء « با » براى سببيت است و « ما » مصدرى مدخول خود را بمصدريت فروز ميآورد ، و تقدير كلام چنين است كه « بسبب فسقهم » يعنى انزال عذاب بسبب بيرون رفتن ايشان بود از دايرهء حكم الهى . و فى الحديث « الرجز الذى أصابهم أنه